تبليغاتX
دل نوشته های یک دل

 پـهنـه‌ي آبـي دريـام، اگـر بگـذارند

 

باور انگيزترين لحـظه‌ي دنيام، اگر بگذارند

 

از نـهان جايِ  جهـان، سـوي شما مي‌آيم

 

مـژده‌ي وعـده‌ي فـردام، اگر بگـذارند

 

مي‌نشـستم به لب سـاحل كارون تا صبح

 

غـرق ايـن جـاري رؤيـام، اگر بگذارند

 

گوشـه‌اي كنـج خودم، در پس  ديوار تنم

 

با شب و شعـر و تـو تنـهام اگر بگذارند

 

سـال‌ها رفت ولـي پيـر نشـد خاطره‌هام

 

پشـت آييـنه چـه پيـدام اگر بگـذارند

 

چشـم مخصوص تماشـاست اگر بگـذارند

 

و تـماشاي  تـو  زيبـاست، اگر بگذارند

 

سنـد عقـل مُشـاعي‌ست، هـمه مي‌دانند

 

عشـق امـا فقـط از ماست، اگر بگذارند

 

وقتـي اظهار نظـر كـرد دلـم فـهميدم

 

عشق هم صـاحبِ  فتـواست اگر بگذارند

 

دل دريـاييِ مـن، اينهـمه  بيهـوده مگرد

 

خـانه‌ي دوسـت همين‌جاست اگر بگذارند

 

 

 

+ نوشته شده توسط محسن در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385 و ساعت 7:3 |

به نام فرشته نازل شده بر رهگذر جوانیم و کسی که دوستش دارم.

 

بيش از "عشق" عاشق تو هستمI love you more than  "love"

                                                                                

love you more than  "love"

بيش از "عشق" عاشق تو هستم

It is impossible to capture in words

نمی توان در واژه ها گنجاند

 

The feelings I have for you

احساس من را به تو، احساس من به

They are the strongest feeling that I Have ever had about anything

نيرومندترين احساسی است که تا کنون داشته ام

Yet when I try to tell you them

با اين حال هنگامی که می خواهم ان را به تو بگويم

Or try to write them to you

يا حتی ان را برای تو بنويسم

The words do not even begin to touch                     

    واژه ای را نمی يابم که حتی بتواند

The depths of my feelings

احساس نزديک به ژرفای احساس مرا بيان  کند

And though I cannot

و گر چه نمی توان

Explain the essence of these phenomenal feeling

جوهر چنين احساس شگفت انگيزی را بيان کرد

I can tell you what I feel like when I am with you

می توانم بگويم در کنار تو چه احساسی دارم

When I am with you it is as if

ان گاه که در کنار توام

I were a bird flying freely

گوئی پرنده ای هستم که آزاد در

In the clear blue sky

اسمان صاف و ابی رنگ بال می گشايد

When I am with you it is as if

ان گاه که در کنار توام

Was a flower opening up my petals of life

گوئی گلی هستم که شاداب گلبرکهايش را می گشايد

When I am with you it is as if

ان گاه که در کنار توام

I were the waves of the ocean

گوئی موجی هستم در اقيانوس

Crashing strongly against the shore

که توفنده بر ساحل می کوبد

When I am with you it is as if

ان گاه که در کنار توام

I were the rainbow after the storm

گوئی رنگين کمانی هستم در پس توفان

Proudly showing my colours

که سربلند رنگ هايم را نمايان می سازم

When I am with you it is as if

ان گاه که در کنار توام

Everything that is beautiful surrounds us

گوئی غرق در زيبائيها گشته ام

This is just a very small part

و اين تنها بخش کوچکی است

When I am with you of how wonderful I feel

از احساس شگفت انگيز که در کنار تو دارم

Maybe the word "Love" was involved to explain

شايد واژه عشق را از ان رو ساخته اند

The deep, all encompassing feelings that I have

تا ژرفا و شکوه احساس من

For you

به تو را بيان کند

But some how it is not strong enough

و انگار که اين توان را ندارد

But since it is the best word that there is

ولی بدان خاطر که عشق کماکان بهترين واژه هاست

Let me tell you a thousand times

بگذار هزار بار بگويم

I love you more than "Love"

بيش از "عشق" عاشق تو هستم

 

 

 

+ نوشته شده توسط محسن در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:7 |
This is my Google PageRank™ - SmE Rank free service Powered by Scriptme