
وبهار باز از راه رسيد.بهاري كه پاورچين،پاورچينبا حضور مفرحش سال نو و ماه نو و روز نو را به جهانيان مژده ميدهد و با رايحه ي معطر شكوفه هايش قلبهاي رنگ غم گرفته را جلا مي بخشد…وصد سال به اين سالها…
با غروب هر زمستان جهان پير،سالي ديگر را پشت سر گذاشته،سياهي و سردي سال كهنه،جاي خود را به سرسبزي و نشاط و طراوت سال جديد ميدهد و دوباره عيد طلوع ميكند.طلوعي كه نغمه ي چلچله هاي از راه بهار رسيده و شكوفه هاي گلها را بر لوح ضمير آدميان ترسيم ميكند وحلاوت عشق را به ارمغان مي آورد…
همگام با عيد سعيد نوروز جوانه هاي نو شكفته از درون غنچه ها سرك ميكشند و بر طبيعت به پا خواسته بوسه مي زنند و ونيا را با طراوت و نشاط مي سازند.
درون خانه ها- از ساليان دور- در اين ايام سبزه ميكارند و رنگ تيره و كدر دلهاي زمستان زده را به رنگ سبز شاد مبدل ميسازند.
نسيم نشاط افزاي بهاري با سمفوني روح نوازش قلبهاي اندوه زده را نوازش ميدهد و نفس ها را مملو از بوي عشق و ايثار، و لبريز از صلح و صفا ميكنند:عشق به خالق هستي بخش…عشق به زندگي…عشق به خانواده…عشق به بهار… عشق به هستي… عشق به عدالت… عشق به صلح و صفا… عشق به…آزادي… عشق به وطن… عشق به…
با طليعه ي فرح بخش بهار، شاعران اشعار زمستان زده را درون گنجه ها پنهان مي كنند و از عيد و نوروز و بهار مي سرايند جهان شكل تازه اي به خود ميگيرد و چمنزارها سر سبز و خرم مي شوند و همه جا نشاط و خرمي پديدار مي شود.
كهنه ها نو مي شوند و نوها خبر از سال جديد و زندگي بهتر ميدهند…
هر روزتان نوروز، نوروزتان پيروز و دلهايتان بهاري باد…
![]()
![]()
![]()


