تبليغاتX
دل نوشته های یک دل

وبهار باز از راه رسيد.بهاري كه پاورچين،پاورچينبا حضور مفرحش سال نو و ماه نو و روز نو را به جهانيان مژده ميدهد و با رايحه ي معطر شكوفه هايش قلبهاي رنگ غم گرفته را جلا مي بخشد…وصد سال به اين سالها…

با غروب هر زمستان جهان پير،سالي ديگر را پشت سر گذاشته،سياهي و سردي سال كهنه،جاي خود را به سرسبزي و نشاط و طراوت سال جديد ميدهد و دوباره عيد طلوع ميكند.طلوعي كه نغمه ي چلچله هاي از راه بهار رسيده و شكوفه هاي گلها را بر لوح ضمير آدميان ترسيم ميكند وحلاوت عشق را به ارمغان مي آورد…

همگام با عيد سعيد نوروز جوانه هاي نو شكفته از درون غنچه ها سرك ميكشند و بر طبيعت به پا خواسته بوسه مي زنند و ونيا را با طراوت و نشاط مي سازند.

درون خانه ها- از ساليان دور- در اين ايام سبزه ميكارند و رنگ تيره و كدر دلهاي زمستان زده را به رنگ سبز شاد مبدل ميسازند.

نسيم نشاط افزاي بهاري با سمفوني روح نوازش قلبهاي اندوه زده را نوازش ميدهد و نفس ها را مملو از بوي عشق و ايثار، و لبريز از صلح و صفا ميكنند:عشق به خالق هستي بخش…عشق به زندگي…عشق به خانواده…عشق به بهار… عشق به هستي… عشق به عدالت… عشق به صلح و صفا… عشق به…آزادي… عشق به وطن… عشق به…

با طليعه ي فرح بخش بهار، شاعران اشعار زمستان زده را درون گنجه ها پنهان مي كنند و از عيد و نوروز و بهار مي سرايند جهان شكل تازه اي به خود ميگيرد و چمنزارها سر سبز و خرم مي شوند و همه جا نشاط و خرمي پديدار مي شود.

كهنه ها نو مي شوند و نوها خبر از سال جديد و زندگي بهتر ميدهند…

هر روزتان نوروز، نوروزتان پيروز و دلهايتان بهاري باد…

 

 

+ نوشته شده توسط محسن در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384 و ساعت 21:19 |

ای کاش می توانستم نشان دهم،         I wish l could make you.

که تا کجا دوستت دارم.       Understand how l love you

همیشه در جستجو هستم،        l am always seeking but

اما نمیتوانم راهی بیابم...          cannot find a way….

به آن آنی در تو عاشقم،             l love in you a something

که تنها خود کاشف آنم        that only have descovered

آنی فراتر از تویی که دنیا می شنا سد،          the you_ which is beyond the

و تحسین می کند.         you of the world that is

آنی که تنها وتنها از آن من است.          admired and known by others

آنی که هرگز رنگ نمی بازد،         a you which is eapecially mine

وآنی که هرگز نمی توانم عشق از او بر گیرم.        Which cannot ever

Cease to love

+ نوشته شده توسط محسن در جمعه نوزدهم اسفند 1384 و ساعت 6:55 |

به نام دل

به نام شاهد و مي

به نام تا رو تنپور و دف و ني

به نام عاشقان لا عبالي

به نام هم نشينان خيالي

به نام دستهاي جام بردار

به نام عاشقان رفته بر دار

به نام مجلس بزم شبانه

به نام سرور اين آشيانه

خوشا جامي كه مولا در كفم داد

به دستي ني به ديگر او دفم داد

خوشا رقصان درآيم من به كويش

ببوسم دست و رخسار نكويش

خوشا آندم كه از او مينويسم

زه رقص و ذكر يا هو مينويسم

صدايم داد تا از او بخوانم

به من هم درد غربت را بدانم

خوشا با نام مولا باده خوردن

چو درويشان عاشق جان سپردن

به حق باده نوشان مي حلال است

كه مستي افتخاري بي زبان است

به دور اولم ساقي ولي بود

ولي ديدم كه ذكر او علي بود

 

از در جستجوي يار شروع كرديم و با كمك شما عزيزان به دل نوشته هاي يك دل ميرسيم؛دل نوشته هاي يك دلي كه با محبت خواهر مهربانم به آن رسيدم ازش ممنون و برايش سلامتي آرزو ميكنم.

 

+ نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه چهارم اسفند 1384 و ساعت 6:49 |
This is my Google PageRank™ - SmE Rank free service Powered by Scriptme