تبليغاتX
دل نوشته های یک دل

» زندگی یک انتظار«

 

سهم من بوسه گل نيست

سهم من دخمه خاره

سهم من كجا نسيمه

سهم من موج و غباره

كسي در منه كه غمگينه هميشه

دلي كه تنها باشه جز اين نميشه

كسي نيست سر روي شونم بذاره

شاخه اي گل توي خونم بياره

كسي نيست كه بشكنه تنهاييمو

پا ميون آشيونم بذاره

خيلي تنهام خيلي تنهام چه كنم

اي خدا با كوه غمهام چه كنم

یه احساس مبهم...

احساس تلخ بودن....

احساس تلخ زیستن...

احساس تلخ نفس کشیدن...

امروز حال عجیبی داشتم...

تو یک ظهر زمستانی با خودم درگیر بودم... تموم راه رو پیاده اومدم...

پر از حرف بودم...پر از بغض...پر از تنهایی...پر از احساس...

برای اولین بار دلم برای خودم سوخته بود...

تمام بدنم گُر کرفته بود...قدم هام تندترمیشد...

باخودم حرف میزدم...باخدام درد دل میکردم

احساس کردم حتی اونم دیگه به درد دلام گوش نمیده...

خدای من باهام قهر کرده واین بزرگترین دلیل برای اون همه احساس تلخ...

امروز هزار بار به خودم لعنت فرستادم...هزار بار خودم را نفرین کردم و هزاران بار از خودم متنفر شدم...

شاید بعد از مدتها احتیاج به حمایت داشتم...

حمایت...چیزی که من واقعا به ان نیاز داشتم...

میدونی چیه؟؟؟

منم

نتونستم

حمایت

را

برای

یک

بار

هم

که

شده

تجربه

کنم!!!!

امروز به کمک احتیاج داشتم...به یه همدرد برای تمام دردام...به یه راهنمایی...

واسه چی میترسی؟؟؟اخه از چی میترسی؟؟؟دلم ارامش میخواست...دلم میخواست یکی بهم میگفت هی نازنین دیوونه

میدونی چیه؟؟؟

و من امروز با چشمانی اشکبار این اهنگو زمزمه میکنم...

امروز که محتاج توام جای تو خالی است...

فردا که میایی به سراغم نفسی نیست...

در من نفسی نیست نفسی نیست...

..............................................

.............................................

حمایت چیزی که من بهش نیاز داشتم

حمایت..................................

حمایت..................................

 

آری
دیگر تاقتم سر اومده
دیگر توان ندارم
دیگر نمی توانم در این روزهای که تمامشان شبیه به یک دیگر شده اند تن خود را به این طرف و ان طرف بکشم و جواب مردم را دهم میخواهم خلاص بشم
رهایی رهایی رهایی
دگر جسمم روحم را می آزارد و میخواهد از این قفس بیرون جهد ولی نمی دانم چرا...؟؟؟

 

 

+ نوشته شده توسط محسن در شنبه بیست و چهارم دی 1384 و ساعت 15:29 |

سلام به همه دوستان عزیز

تصمیم گرفتم که این وبلاگمو ادامش بدم و یک وبلاگ هم در میهن بلاگ درست کنم

 تا دراونجا هم مطالب شاد و...

بگذارم

البته با پشت گرمی همه شما دوستان عزیز که به بودنتان عادت کرده ام.

 منتظر یاری و مددتان هستم

قربان همگی شما عزیزان

شاد باشید

+ نوشته شده توسط محسن در دوشنبه دوازدهم دی 1384 و ساعت 14:48 |
This is my Google PageRank™ - SmE Rank free service Powered by Scriptme